نظم
داستان از آنجا شروع شد که بعد از خانه تکانی سال جدید( 1393)و سروسامان دادن بهاثاثیه های ( دکور) هال منزل متعلقه، حساسیت من نسبت به وضعیت دکوراسیون بیشتر شد به عبارت دیگر من با نگاه ویژه وجدی به اثاثیه ها توجه میکردم و عیب های جزیی که قبلا" متوجه آن نبودم بیشتر چشمم را میزد و با موشکافی زیاد سعی میکردم اثاثیه خانه در بهترین حالت ممکن چینش شود . در این پیام هدفم نگارش در مورد دکوراسیون نیست بلکه مقدمه ای است بر اهمیت نظم و میزان حساسیت ما به وضعیت پیرامون خودمان است
اجازه دهید موضوع را با یک مثال بشکافم اگر کوچه و خیابانی که ما هر روز از آن رفت و آمد میکنیم تمیز و پاکیزه و مرتب نباشد و ما ناچارا" مجبور به تردد در این وضعیت باشیم چنانچه مداومت و استمرار داشته باشد ناخود آگاه به این وضعیت عادت میکنیم و به مرور زمان حساسیت ما کمتر شده و بعد از مدتی این وضعیت را عادی و طبیعی می پنداریم در صورتیکه اگر همان کوچه را تمیزو مرتب فرض کنیم یک کیسه زباله و حتی ته سیگارروی زمین به چشم می آمد و حساسیت ما را می انگیزاند چرا که وجود زباله حتی در مقدار کم در کوچه غیر طبیعی تلقی شده ومسئولیت شهروندی ظاهر وما حاضر به دادن هزینه در جهت حل این مشکل می شویم ولی در وضعیت قبلی هیچ هزینه ای را نمی پذیریم منظور از دادن هزینه صرفا" پول نیست راه های مختلفی برای حل مشکل وجود دارد.
اگر این موضوع را به سازمانهای اجتماعی تعمیم دهیم جالبتر نیز میشود بیشتر سازمانهای ما دچار ناکار آمدی و بی نظمی های هستند که به دلیل استمرار و مداومت طبیعی وعادی به نظر میرسند در صورتیکه اگر به موقع از طریق متخصصین مورد ارزیابی و مطالعه قرار می گرفتند کوچکترین عیب و ضعف ها در زمان مناسب شناسایی و حل می شدند و مشکلات روی هم جمع نمی شدند که دیگر راه حلی برای مهندسی مجدد یا بازسازی فراهم نگردد.امروزه در سازمانهای مدرن و کارآمد روشهای انجام کارهاوخدمات مورد بررسی علمی قرار میگیرند و از طریق روشهای علمی، فرآیند های انجام کارها اصلاح و ساماندهی میگردند تا کوچکترین ضعف ها و عیب ها به موقع شناسایی و رفع گردد و اجازه نمی دهند مشکلات سازمانی روی هم جمع و تل انبار شده و به جایی برسد که راه حلی برای مشکلات پیدا نشود وبه قدری در ارائه خدمات به مشتریان نا کارآمد باشند که دادن رشوه و غیره طبیعی به نظر رسد. امروزه برای تمامی مدیران موفق و موثر ضرورت دارد روشهای انجام کار ها در سازمانها به طور مداوم مورد مطالعه قرار دهند تا در ارائه خدمات در زمان مناسب و با حداقل هزینه به مشتریان کارآمدی و بهره وری لازم را کسب نمایند. برخی سازمانها به قدری غیر منطقی و نامعقول اداره میشوند که از دید متخصصین وجود وادامه حیات چنین سازمانهای غیر ممکن می باشد در صورتیکه در واقع چنین سازمانهای وجود دارند و به صورت ارگانیک با وجود بی نظمی به نظم رسیده اند و می توانند ادامه حیات دهند هرچند این سازمانها نا کارآمد هستند و نمی توانند به صورت اثر بخش به اهداف خود برسند ولی لنگان لنگان به حیات خود ادامه می دهند بیشتر این سازمانها دولتی بوده و از بودجه دولت ارتزاق میکنند چنانچه دخل و خرج این سازمانها به عهده خودشان بود مجبور به اصلاح فرآیند های انجام کار بودند و به حدی در ساختار سازمانها و روشهای انجام کار جدی عمل میکردند که کوچکترین عیب و ضعف ها به چشم می آمد و آن را به موقع حل و فصل میکردند تا سازمان به بهره وری لازم برسد .گاهی سازمانها به مرور به قدری بی نظم و غیر معقول عمل میکنند که این روال معمول و عادی میشودبه طوریکه آشکارترین عیب ها دیگر عادی شده وعیب تلقی نمی شود این وضعیت خیلی خطر ناک است و فرد و جامعه را به استیلا می کشاند .باید به زندگی و محیط زندگیمان نظم واقعی بدهیم بی نظمی را نوعی نظم نپذیریم و با دید باز به پدیده های اطرافمان بنگریم و عیب ها را اصلاح کنیم تا محیطی شایسته و در خور شان داشته باشیم سعی کنیم حداقل آشغالهای خود را در کنار رود خانه ای نیاندازیم که میدانیم دوباره به این محل باز خواهیم گشت فضای آلوده و پر از آشغال را نپذیریم و همیشه خود و محیط مان را به سوی وضعیت بهترسوق داده و یک شهروند باقی بمانیم
