اعتیاد، مبارزه یا تساهل
بودی بیچاره گناه داشت میذاشتی از این بدبختی نجات بیابد.....وایشان مطالبی میگوید به نظرم حکیمانه است او گفت شما به خوبی میدانید اکثر مردهای روستا راننده هستند و آنها ماهها در غربت هستند و زن و بچه اینها باید از امنیت کافی برخوردار باشند اینها ناموس همه ما و روستای ما هستند برای ایجاد و نگهداری امنیت افراد شرور و بد نهاد باید در لجنزار اعتیادگرفتار تا فرصتی برای آزار رساندن به دیگران را نداشته باشند .
با فرض این داستان ،در شرایط ناگوار اجتماعی و اقتصادی، نیروهای جوان بیکارجویای کار که پتانسیل اصلی رشد و توسعه اقتصادی هستند در صورتی که در محیط کار و تلاش قرار گرفته نشوند وبعد از شکست های مکرر در یافتن شغل و کار به تدریج امید خود را از دست داده و به صورت بالقوه به عنوان عامل بزه و رفتارهای غیر قانونی و خلاف تبدل میشوند حتی متاسفانه نیروی انسانی متخصص خارج از گود قابلیت ارتکاب جرایم و بزهکاری سنگین را نیز دارند من قصد ندارم بگویم نسل جوان بیکار رانده شده از جامعه بانی و باعث شرایط نامطلوب است بلکه آنرا معلول و نتیجه ندانم کاری مدیران بی تدبیر و غیر متعهد میدانم اگر قرار است کسانی مورد مذمت قرار گیرند برخی مدیران نالایق و غیر پاسخگوهستند که موجد شرایط نامطلوب هستند و الا نسل جوان در حقیقت میتوانست در نقش موتور پیشران جامعه قرار بگیرد و موجب رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی گردد که شور بختانه در اثر سو مدیریت مدیران نقش تخریبی را ممکن است ایفا بکنند. خلاصه اینکه اگر دنبال مقصر هستیم تقصیر اصلی در گردن مسئولین رده بالای حاکمیتی هستند که با فقدان مهارت ادراکی و با سو مدیریت جامعه را به این وضعیت ناپسند سوق داده اند و چنانچه متولیان امر به طور جدی در اصلاح وضعیت موجود قدمهای بزرگی برندارند پیش بینی میشود ریسک و هزینه زندگی به سرعت افزایش بیابد. اکنون وارد آخرین فصل سال ۹۶ میشویم عدم توجه متولیان و آحاد نخبگان جامعه مسیر خیلی ناهمواری را پیش روی ما قرار میدهد.
به اصل موضوع برگردیم هیچ کسی با اعتیاد موافق نیست و همگان بر آثار ناگوار اعتیاد اتفاق نظر دارند ولی وقتی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه مریض میشود نیروی جوان پرت شده از جامعه، بستر و مهیا کننده رفتارهای بزهکارانه میشود اگر وقت و انرژی اینها تخلیه نشود میتواند امنیت اقشار مرفه را نیزدر مخاطره قرار دهد فرض کنید فردی که خودش را به آب و آتش میزند تا خود را سرو سامان دهد وقتی از هر جا نا امید میشود نا خواسته به فردی تبدیل میشود که چیزی برای از دست دادن ندارد او زندگی دیگران را می بیند و احساس یاس و شکست میکند آرام آرام ارزشهای اخلاقی او کم رنگ و خاموش میشود به تدریج باگروه های بزه آشنا و یا خود گروه های بزهکار ایجاد کرده و از طرق غیر قانونی وغیر اخلاقی در جامعه ظهور و فعالیت میکنند که کنترل و تنبیه این نوع افراد و گروه ها هزینه های انسانی و مالی زیادی را به دولت تحمیل میکند . دلیل سخنم گروه های بزهکار یا اراذل واوباشی هستند که روز به روز در حال افزایش و جز لاینفک متون خبری شده اند وقتی این مشکلات جدی میشود که این گروه ها از توان جسمی و علمی بیشتری برخودار باشند و هرچه توانانی و دانش آنها بیشتر شود نوع و دامنه جرم و تاثیرات تخریبی آنها بیشتر خواهد بود. داستانی که در فوق تعریف گردید به نوعی میتوان آنرا به جامعه نیز تعمیم داد شاید برخی مدیران نگرش و باورهای مثل داستان تعریف شده دارندومعتقدند باید برای جلوگیری از آثار تخریبی نیروی جوان به ناچار باید زمینه اعتیاد و به نوعی برای تخلیه و زمین گیر کردن انرژی آنها درمبارزه با قاچاق مواد مخدرکوتاهی ویا حداقل از مبارزه جدی دست برداشت تا در اثر شیوع اعتیاد از بروز بزه در بخشی ازنیرو های اجتماعی جلوگیری شود اما این سیاست علاوه بر غیر انسانی بودن از لحاظحقوقی نیز نادرست است مدیران و متصدیان امور باید با ارزش دادن به نیروی انسانی ، تکلیف وظیفه دارند با تمامی ابزارها و روشهای مدیریتی زمینه لازم را برای اشتغال نیروی جوان فراهم کنند حتی از فرصتها و قابلیتهای خارج از کشور ،نظیر بانکهای خارجی و اشتغال مهاجرتی و غیره... نهایت بهره را از طریق بکار گیری دیپلماسی مداوم فراهم گردد.و صرفا تخلیه انرژی با تکیه برهر روشی مد نظر قرار نگیرد تا انشاالله در جامعه درصد و نرخ جویای کار در حداقل ممکن و درصد اشتغال در بالاترین حد قرار بگیرد تحقق این هدف شدنی است اگر خواستن و اراده ملی مد نظر باشد.
کرم قوشچی ۱۵بهمن ۹۶
با فرض این داستان ،در شرایط ناگوار اجتماعی و اقتصادی، نیروهای جوان بیکارجویای کار که پتانسیل اصلی رشد و توسعه اقتصادی هستند در صورتی که در محیط کار و تلاش قرار گرفته نشوند وبعد از شکست های مکرر در یافتن شغل و کار به تدریج امید خود را از دست داده و به صورت بالقوه به عنوان عامل بزه و رفتارهای غیر قانونی و خلاف تبدل میشوند حتی متاسفانه نیروی انسانی متخصص خارج از گود قابلیت ارتکاب جرایم و بزهکاری سنگین را نیز دارند من قصد ندارم بگویم نسل جوان بیکار رانده شده از جامعه بانی و باعث شرایط نامطلوب است بلکه آنرا معلول و نتیجه ندانم کاری مدیران بی تدبیر و غیر متعهد میدانم اگر قرار است کسانی مورد مذمت قرار گیرند برخی مدیران نالایق و غیر پاسخگوهستند که موجد شرایط نامطلوب هستند و الا نسل جوان در حقیقت میتوانست در نقش موتور پیشران جامعه قرار بگیرد و موجب رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی گردد که شور بختانه در اثر سو مدیریت مدیران نقش تخریبی را ممکن است ایفا بکنند. خلاصه اینکه اگر دنبال مقصر هستیم تقصیر اصلی در گردن مسئولین رده بالای حاکمیتی هستند که با فقدان مهارت ادراکی و با سو مدیریت جامعه را به این وضعیت ناپسند سوق داده اند و چنانچه متولیان امر به طور جدی در اصلاح وضعیت موجود قدمهای بزرگی برندارند پیش بینی میشود ریسک و هزینه زندگی به سرعت افزایش بیابد. اکنون وارد آخرین فصل سال ۹۶ میشویم عدم توجه متولیان و آحاد نخبگان جامعه مسیر خیلی ناهمواری را پیش روی ما قرار میدهد.
به اصل موضوع برگردیم هیچ کسی با اعتیاد موافق نیست و همگان بر آثار ناگوار اعتیاد اتفاق نظر دارند ولی وقتی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه مریض میشود نیروی جوان پرت شده از جامعه، بستر و مهیا کننده رفتارهای بزهکارانه میشود اگر وقت و انرژی اینها تخلیه نشود میتواند امنیت اقشار مرفه را نیزدر مخاطره قرار دهد فرض کنید فردی که خودش را به آب و آتش میزند تا خود را سرو سامان دهد وقتی از هر جا نا امید میشود نا خواسته به فردی تبدیل میشود که چیزی برای از دست دادن ندارد او زندگی دیگران را می بیند و احساس یاس و شکست میکند آرام آرام ارزشهای اخلاقی او کم رنگ و خاموش میشود به تدریج باگروه های بزه آشنا و یا خود گروه های بزهکار ایجاد کرده و از طرق غیر قانونی وغیر اخلاقی در جامعه ظهور و فعالیت میکنند که کنترل و تنبیه این نوع افراد و گروه ها هزینه های انسانی و مالی زیادی را به دولت تحمیل میکند . دلیل سخنم گروه های بزهکار یا اراذل واوباشی هستند که روز به روز در حال افزایش و جز لاینفک متون خبری شده اند وقتی این مشکلات جدی میشود که این گروه ها از توان جسمی و علمی بیشتری برخودار باشند و هرچه توانانی و دانش آنها بیشتر شود نوع و دامنه جرم و تاثیرات تخریبی آنها بیشتر خواهد بود. داستانی که در فوق تعریف گردید به نوعی میتوان آنرا به جامعه نیز تعمیم داد شاید برخی مدیران نگرش و باورهای مثل داستان تعریف شده دارندومعتقدند باید برای جلوگیری از آثار تخریبی نیروی جوان به ناچار باید زمینه اعتیاد و به نوعی برای تخلیه و زمین گیر کردن انرژی آنها درمبارزه با قاچاق مواد مخدرکوتاهی ویا حداقل از مبارزه جدی دست برداشت تا در اثر شیوع اعتیاد از بروز بزه در بخشی ازنیرو های اجتماعی جلوگیری شود اما این سیاست علاوه بر غیر انسانی بودن از لحاظحقوقی نیز نادرست است مدیران و متصدیان امور باید با ارزش دادن به نیروی انسانی ، تکلیف وظیفه دارند با تمامی ابزارها و روشهای مدیریتی زمینه لازم را برای اشتغال نیروی جوان فراهم کنند حتی از فرصتها و قابلیتهای خارج از کشور ،نظیر بانکهای خارجی و اشتغال مهاجرتی و غیره... نهایت بهره را از طریق بکار گیری دیپلماسی مداوم فراهم گردد.و صرفا تخلیه انرژی با تکیه برهر روشی مد نظر قرار نگیرد تا انشاالله در جامعه درصد و نرخ جویای کار در حداقل ممکن و درصد اشتغال در بالاترین حد قرار بگیرد تحقق این هدف شدنی است اگر خواستن و اراده ملی مد نظر باشد.
کرم قوشچی ۱۵بهمن ۹۶
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 3:31 توسط محمدرضا كرم قوشچي
|